حرف، حرف عادت نیست! اصلا تو فکر کن که عادت است.مگر عادت بد چیزی است؟ همین عادت است که گاهی تو را به ادامه دادن وادار می کند.اما با همه این حرفها من باز هم می گویم که نقل این حرفها نیست. من... اینجا... توی خانه ای که لمسش نمی کنم، زندگی را تجربه کرده ام. من می خواستم که روزها فسفری باشند... و اینجا شدند. من خواستم که به روزمرگی هایم دهن کجی بکنم...و اینجا کردم.من خواستم بارهایم را با تمام صداهایی که اینجا به گوش می رسد تقسیم کنم ....و باز هم شد.اگر تو اصرار داری که بگویی این عادت است... حرفی نیست.اصلا اگر با تمام وجود بگویم که من به سمفونی صداها...به بارش کلمات....به این زندگی...عادت کرده ام، خیالت راحت می شود؟ و این چه عادت خوبیست.